الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

417

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

خود يكى از نعمتهاى توست كه به ما مرحمت فرموده‌اى و اجازهء توست كه تو را بخوانيم و تنزيه و تسبيح تو را بگوييم . ( 1 ) خداوندا بنابراين ذكرت را در خلوت و در ميان مردم و در شب و روز و در ظاهر و باطن و در حال خوشى و ناخوشى به ما الهام كن ، و ذكر نهانى خود را كه دلهاى ما به ياد تو باشد در قلب ما بيفكن و ما را به عمل خالص و پاكيزه و تلاش پسنديده سرگرم كن و به ميزان كامل بگذران . خدايا دلهاى شيدا و حيران پايبند عشق و محبّت تو گشته و بر مقام معرفت تو تمام عقول با همهء اختلاف درجه متّفقند كه دلهاى بندگان جز به ياد تو آرام نگيرد و نفوس آدميان جز به ديدارت تسكين نيابد . و تو اى آن خدايى كه در همه جا تسبيح و ستايشت كنند و در هر زمان معبود عالميانى و هميشه بوده و هستى و به هر زبانى بندگانت تو را بخوانند و در هر دلى به بزرگى و عظمت ياد كنند خداوندا غير از ياد تو از هر لذّت و خوشى استغفار مىكنم و از هر آسايشى جز انس با تو و از هر شادمانى جز وصول به قرب تو و از هر كارى غير از طاعت و بندگى تو عفو و پوزش مىطلبم . ( 2 ) خدايا تو خود در كتاب آسمانيت فرموده‌اى و سخن تو حق است : [ اى اهل ايمان خدا را بسيار ياد كنيد ، و هر صبح و شام به ستايش و تسبيح او بپردازيد ] و باز فرموده‌اى : [ مرا ياد كنيد ، تا شما را ياد كنم ] به اين ترتيب ما را به ذكر خود امر كرده‌اى و وعده داده‌اى كه اگر تو را ياد كنيم تو نيز ما را ياد كنى و ياد تو باعث شرافت و عزّت و بزرگى ماست ، خداوندا اكنون ما به فرمان تو به ياد تو هستيم تو هم مطابق وعده‌اى كه فرموده‌اى از ما ياد كن ، اى كه از يادكنندگانت ياد مىكنى و اى مهربانترين مهربانان . . . » براستى كه لرزه بر اندام ما مىافتد و هوش از سر انسان مىپرد وقتى كه مناجات امام عليه السلام را مىخوانيم كه بيانگر صورت روشن و قابل دركى از